رصد فضای مجازی:
چه خبر از فضای مجازی صدای اصفهان و کاشان؟ /مهدی آریا نوش آبادی اینجا آنجا و همه جا/مهدی آریا نوش آبادی کارمند آموزش پرورش شهرستان آران و بیدگل با توهین و تمسخر کاشانی ها وارد شد

کارمند آموزش پرورش آران و بیدگل مهدی آریا نوش آبادی جلسات مذهبی کاشان را با صداگذاری و آهنگ ممنوعه و خواننده زن منتشر می کند و این جلسات سیاسی و مذهبی را به سخره می گیرد.
پیج ضدانقلاب «صدای اصفهان» بسته شد و عاقبت ارسالکنندگان محتوا به این پیج معاند چه میشود؟
پیج معاند «صدای اصفهان» از آشوبهای آبان 1400 با همراه کردن افراد معلومالحال و فریبخورده با ایجاد ناامنی، تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب دروغ به اسم ارسالی مخاطبان، ایجاد ترس ، اخلال در کسبوکار مردم، ترویج خشونت، فعالیتهای غیراخلاقی، حمایت ناجوانمردانه از قاتلین و اشرار مسلح، ترغیب به تخریب و اقدام مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، مرتکب جرائم مشهود متعددی شدهبود.
مجموع این جرایم موجب شد با مطالبات مردمی و ورود سربازان گمنام امامزمان (عج) این پیج معاند از دسترس خارج شود.
با بستهشدن این پیج، آثار ترس و دلهره از عواقب اتفاقات ضدامنیتی انجامشده در گردانندگان این صفحه ضدانقلاب و به ویژه ارسالکنندگان محتوا به این پیج مشهود و هویدا است؛ البته باتوجه به جرائمی که انجام دادهاند، بدون شک این ترس واقعی بوده چرا که با توجه به دسترسی صورت گرفته به دایرکت این صفحه افراد ارسالکننده محتوا قابلشناسایی بوده و صد البته فریبخوردگان و ارسالکنندگان محتوا در جرم سنگین گردانندگان این پیج شریک خواهند بود.
پس از دستگیری یکی از افرادی که برای این پیج ویدئو ارسال میکرد، ارتباط این پیج با جریان نفاق و فرقه جنایتکار و تروریست مریم رجوی محرز شد.
ادمین پیج جهت برگرداندن این پیج، تلاش مذبوحانهای را آغاز کرده که شاید برگرداندن پیج امری محال نباشد؛ اما با لورفتن راههای ارتباطی این پیج و همچنین شناسایی تعدادی از ارسالکنندگان محتوا راه تداوم فعالیت این پیج بسته است.
در شهرستان کاشان و آران و بیدگل از شهرستان های اصفهان:
از فضای مجازی ولنگارجز این انتظار نمی رود که جلسات مذهبی با صدای خواننده زن منتشر شوند که لایک بگیرد.
مهدی آریا از رئیس شورای شهر کاشان علی هاشمی طاهری شکایت کرده بود که چرا او را در شورای شهر راه نمی دهند و بعد پس آن شکایت ها و جار و جنجال های فضای مجازی از حضور مهدی آریا پس از ۵۶۳ روز در صحن علنیِ شورای شهر تصویر منتشر شد.
اخیرا نیز فیلمی منتشر شد که حاوی تمسخر جلسات مذهبی و سیاسی کاشان است و مهدی آریا ادعا می کند که خود را خرج پیاده نظام نمی کند و علیه نامزد های احتمالی مجلس مطلب می نویسد سعی دارد توجه ها را به هر شکلی که شد به خود جلب کند.
وی که در انتخابات شورای شهر کاشان رای نیاورد کینه دارد و سعی می کند که با تخریب و تهمت و دروغ و تمسخر همه را آزار دهد.
یکی از کاربران فضای مجازی نوشت:راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار چنین نقل کرده اند که در ازمنه قدیم و در اقصای دور در دیار کاسیان جوانکی زیست می کرد بسیار جویای نام و نشان و بشدت شلخته و حیران، نامش ابتدا با صنعت چاپ شناخته شده بود که زور وافر همی به خرج داد و آن را به عاریایی ها پیوند همی زد تا از این نمد کهنه کلاهی برای خود دست و پا کند...
جوانک حیران قصه ما به هر دری زد تا نامی بین سرها در کند و شهره شود اما راه به جایی نبرد تا اینکه لختی ممارست کرد و خود را به دارالتعلیم بلاد کاسیان چپاناند. و قصه از اینجا شروع شد. او هر چه تقلا کرد از عهده اداره یک مکتب خانه و کلاس برنیامد و همین ناکامی حفره ای عمیق در ضمیر ناخودآگاه دماغش(روانش) بنهاد.
اوضاع بدین جا که رسید او هم بخچه اش را به همراه شال و کلاهش برچید و بر زیر بغل نهاد و به سوی بلاد گل آرا که در جوار زادگاهش بود روانه گشت شاید در آنجا کلاس و مکتب خانه ای را بتواند اداره و تدبیر نُماید، اما باز نشد و نتوانست.
زین پس به شهری دورتر مابین طیران و کاسیان روانه همی گشت تا بلکه بتواند در آنجا کاری از پیش ببرد. تاریخ نگاران آن دوره از این بخش زندگی اش اخبار زیادی در دست ندارند اما می دانند مدتی بعد دوباره رحل اقامت به دیار کاسیان نمود؛ بدون اندک تحولی و معلومات جدیدی . مدیران و کارشناسان دارالتعلیم تا شنیدند او می آید عزا همی گرفتند و کنج عزلت از این ناراحتی بر گرفتند.
جوانک شرور در آغازین روزهای آمدنش، مدیریت یکی از مکتب خانه های مهم بلاد کاشو را طلب کرد. زعمای دارالتعلیم بهت زده شور کردند و گفتند: "لا ممکن". او تهدید نمود و بجای تعلیم، آتش به پا کرد. اداره محاسبات و تنبیه دستگاه دارالتعلیم برایش توبیخ صادر کرد و درون پرونده اش نهاد.
بناچار او را به قریه ای خوش آب و هوا در همان حوالی معروف به باریکرسف برای تعلیم و تدریس روانه کردند. اما طولی نکشید که حفره های عمیق ناخودآگاهش، توپخانه اش را مجددا روشن کرد.
گویند در آن دوران سیستم هایی آمده بود به نام فضای مجازی. کاربر قصه ما که نوشتن هم بلد بود خود را به این سیستم هم آپدیت کرد و شبانه روز علیه بزرگان دارالتعلیم نوشت و نوشت و نوشت. البته وقتی این نگارش ها ارضایش نمی کرد به سایر ابنای بشر هم می پرداخت و اینگونه بود که پی برد می تواند با زهر و نیش قلم مجازی اش روحیه مردم آزاری را به نحو احسن تقویت همی کند و چاله های ناخودآگاهش را پر نماید و در کنارش کاسبی هم بنماید؛ بالاخره زندگی خرج دارد.
روزگار به همین منوال سپری می شد که جوانک مشوش، یک روز صبح که از خواب همی برخواست تکلیفش گل کرده بود و هوس رفتن به شورای شهر به مخیله اش خطور کرده بود تا منشا خدمات بیشتری از نوع خودش همی گردد. القصه؛ موسم ثبت نام فرا رسید و او در شبانگاه ثبت نام بدون هیچ ادله ای به یکباره بر امام جمعه شهید آن بلاد حمله کرد!...
سرانجام به هر ضرب و زوری بود ثبت نامید اما از بد حادثه در موسم رای گیری، مجریان امر انتخابات، کلاه حرف الف اول نام خانوادگی اش را ملاحظه نفرمودند و نامش را بجای اولین اسم در جای چهارم از 250 نام گذاردند و این شخص که بالقوه حامل صدها هزار رای بود به خاطر این جابجایی سه پله ای، ناکام شد و نتوانست بیش از چند رای انگشت شمار از مردم که هواخواه او بودند کسب کند. و وی همچنان در حال شکایت از متولیان امر انتخابات آن زمان است.
بگذریم.
بعد از این سلمه بزرگ ، او فکر کرد چگونه درد دماغی اش را مرحم نهد. مدتی به افرادی همی پرداخت. روزها به همین منوال گذشت و او کارش همین بود... پس عنان طاقت از دست تحملش برفت و این بار به جان رئیس الرئوس شورای آن بلاد افتاد. او بزن و رئیس بزن. تا اینکه فهمید رئیس شورا با رئیس بلدیه شهر سخت گلاویز شده. زین پس سرنیزه قلمش را کج کرد تا بلکه برافتادن رئیس بلدیه شهر را نظاره کند.
جوان قصه ما حالا دیگه سن و سالی ازش گذشته بود و چند موی سپید بر سر داشت و الحمد الله وضع مالی اش هم توپ شده بود. بنابراین احساس کرد باید اندکی بیشتر منورالفکر شود. پس خرق عادت کرد و بدون پیپ و عینک دودی و ریش پرفسوری، ابتدا حامی سگ های ولگرد(عذر می خوام بی صاحب) شد و با یاران اینستاگرامی اش اجازه نداد آنها را جمع کنند به نحوی که عاقبت الامر به همت او در این فقره جمعیت سگ های ولگرد در کوچه پس کوچه های شهر از ادم هایش پیشی گرفت و هیچ موجودی در طبیعت از دست این سگ ها در امان نماند. در گام بعدی او با جنبش "می تو" همراه شد تا پوشش از سر و تن زنان بردارند و همپای مصی پولی نژاد و جنبش "ژن ژیان پژو" نسلی را فاسد کنند. پس قلم فرسایی کرد تا بتواند در این زمینه هم سهمی و نقشی هر چند اندک داشته باشد و یه حالی به ناخودآگاه شرورش داده باشد که ناگاه یکی از جوانان شهر به سبک خودش زد بر فرق و ملاجش اما در حال و روز شخص قصه ما فرق اندکی حاصل شد.
پس از این حادثه او متن های نثر مطول در وصف تهویه و هواکش مستراح ها و آزمایشگاه ها و آبدارخانه ها و اتاق های بهداری های بلادش می نگاشت و به شمارش 1134 هواکش آن بهداری ها مشغول شد و عهد بست تا تصویر آخرین آنها را نگیرد از پا ننشیند. البته شمارش و رهگیری سرویس های ایاب و ذهاب بیش از 5 هزار کارمند و مدیر و استاد دانشگاه آن بلاد را هم به سفارش معدودی از مدیران معزول دستگاه بهداری بر عهده خود نهاد تا بلکه بتواند سنگی بر چاه بیاندازد و ماشین سلامت شهر سقوط کند.
خلاصه؛ قصه ما به سر رسید غلاغه به خونش نرسید.
یکی دیگر از کاربران شبکه های اجتماعی چنین نوشت:
رئیس فلان جا تا دیروز می گفت اگر شمر را ببخشم فلان خبرنگار زن و مرد آقای (ج) و خانم (آ) و (ب) را نمی بخشم چون به من ظلم کردند و حرفش ناحساب هم نبود ولی الان آنها را در آغوش گرفته است!نکند شمر آدم شده و تاریخ را باید برایتان دوباره بازگو کنیم که اینها به هر کسی که نزدیک شدند شکست خورد و جز افتضاح چیزی به بار نیامد.
اینها لات های کوچه های خلوت هستند که پاچه گیر بودند و هستند و خواهند شد مخصوصا در ایام انتخابات که حمله به شورای نگهبان را شروع کردند.
به عبارت دیگر "لات کوچه خلوت" به مفهوم گزارشهایی است که معمولاً با عنوانهای جذاب و توجهبرانگیز در رسانهها منتشر میشوند، اما به دلیل کمبود اطلاعات و دادههای قابل اطمینان نیست.
به عبارت دیگر، این گزارشها ممکن است تحت الفظی جذاب باشند، اما اطلاعات داخل آنها بیشتر به صورت حدس و گمان است و شبیه بازی مافیا است.
بعضی از نمایندگان احتمالی مجلس دورهم جمع می شوند و مافیا بازی می کنند!
آن روز که بازی مافیا مد نبود بازار اتهام زنی ها داغ بود و حالا که در محافل و حتی صدا و سیما و شبکه های ماهواره ای و ..تبلیغ می شود دروغ و اتهام و پاچه گیری ...قطعاً بیشتر خواهد شد.
شورای محترم نگهبان برای این چالش فکر داشته باشد.
بهترین راه این است که اشخاصی را که در بازی مافیا تجربه کسب کرده اند که خوب به رقیب انتخاباتی خود تهمت بزنند و دروغ ببندد را بدون هیچ اغماض رد صلاحیت کنید تا بفهند با تهمت و ....بازی مافیا نمی توانند در واقعیت و صندوق رای بیاورند.
یکی از کاربران فضازی مجازی مشهدی با انتشار فیلمی که از انتشار آن معذوریم نوشت: نتیجه سهل انگاری عجیب مسئولین باعث وقاحت این بیشرف ها شده!
نزدیک حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام ، کافه می زنند و اینقدر وقیح هستند که آزادانه در تیزر تبلیغاتی هم تصویر زنان بی حجاب منتشر می کنند !
آقایان از شهدای گوهرشاد خجالت بکشید که در این حرم امام رضا علیه السلام به خاطر حجاب به خاک و خون کشیده شدند ولی شما بی خیال ها اجازه می دهید این طور به ساحت مقدس مشهد و امام رضا علیه السلام ، بی حرمتی بشود
حداقل کار این است که این کافه پلمپ شود.
فضای مجازی قم:
پلمپ یک کافه و دستگیری ۴ هنجارشکن در قم
پس از گزارشهای مردمی مبنی بر ارائه خدمات به افراد بیحجاب در کافهای در خیابان عطاران، موضوع توسط گشتهای پلیس امنیت عمومی بررسی و اختلاط افراد بیحجاب و هنجارشکن با وضعیت زننده محرز و برابر دستور قضایی ۳ خانم بیحجاب و ۱ مرد در محل دستگیر و کافه نیز منع ارائه خدمات (پلمپ) و پرونده جهت رسیدگی به مقام قضایی ارسال شد.
رصد گروه مجازی :
حمله اکانت های فیک و رسانه های منافقین ادامه دارد
در فضای مجازی این روزها حمله به روزنامه سراج توسط منافقین بیشتر شده است و همچنان آنان علیه این روزنامه مطلب می نویسند که یک بار پاسخ آنها داده شد
مجلس در فضای مجازی امروز:
نفوذی مرتبط با منافقین در مجلس چه اطلاعاتی را لو داده است؟
جزئیات جدیدی از نفوذی مرتبط با منافقین در مجلس به دست خبرنگار تسنیم رسیده که نشان میدهد نقش این فرد محدود به عملیات تروریستی داعش در سال 96 نبوده و درواقع وی بخشی از پروژه نبرد ترکیبی علیه ایران بوده است.
بازیابی اطلاعات گوشی نفوذی منافقین در مجلس نشان میدهد که وی در مدت ارتباط با سرپل این گروهک، اطلاعات دارای طبقه بندی را برای آنها ارسال کرده که بخش قابل توجهی از این اطلاعات مربوط به حوزههای اقتصادی بوده است.
به عنوان مثال اطلاعات مربوط به مسئولین حوزههای اقتصادی کشور شامل نام و نام خانوادگی، سمت، سازمان محل خدمت، شماره تماس و ... که در قالب دفترچههای دارای طبقه بندی در اختیار نمایندگان بوده را برای سرپل منافقین ارسال کرده است.
این در حالیست که مسئولین حوزه اقتصادی، یکی از اهداف عمده منافقین برای تخلیه تلفنی و جمع آوری اطلاعات هستند که در نهایت برای اقداماتی همچون اعمال تحریم های آمریکا یا کشف مسیرهای تبادلات اقتصادی ایران با دیگر کشورها مورد استفاده قرار میگیرند.
غیر از اطلاعات حوزه اقتصادی، بولتنهای مربوط به حوزههای سیاسی و امنیتی نیز توسط این عامل نفوذی منافقین برای سرپل این گروهک تروریستی ارسال شده است.