نسخه PDF
آرشیو روزنامه

اخبار
خبرنگار ما و مترجم زبان چینی:مهدی چراغ بیکی:ما خواستار آزادی بیان و آزادی رسانه در چین هستیم

ما تصدی مادام العمری نمیخواهیم، اجازه ندارید قانون اساسی حزب کمونیست را تغییر بدهید، چین به امپراطور نیاز ندارد، ما انقلاب فرهنگی نمیخوایم ما اصلاحات میخواهیم، ما خواستار آزادی بیان و آزادی رسانه هستیم،ما آزادی میخواهیم.

شناسه خبر : 15920, منتشر شده در مورخ : ۱ آذر ۱۴۰۱

یادداشت امروز

وحید نجفی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی/دختر عمامه‌‌پران

وحید نجفی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی/دختر عمامه‌‌پران

عده بسیاری از روحانیون در هیچ‌کدام از موقعیت‌های فوق نبوده‌اند چون ماجراهای این روزها، بیش از آنکه در واقعیت باشد در رسانه‌ها ساخته می‌شود؛ این طیف شاید در تمنای چنین موقعیتی باشند که یا ثواب بیشتری از مرارت‌های ترویج دین در کارنامه اعمالشان ثبت شود؛ یا آنکه بتوانند غفلت زده‌ای را بیدار کنند و هر آنچه هست، خوش به حال گروهی که راه رفتن او در خیابان‌های شهر نیز خیر دنیا و آخرت را دارد.

بعد از نماز صبح در خیابان‌های شهرک غرب مشغول راه رفتن بودم که احساس کردم سرنشینان یک خودرو، قصد آزار و اذیت دارند، به سمت کوچه رفتم و حواسم به پشت سر و متوجه صدای پا بودم، وقتی خوب نزدیک شد، یک‌دفعه برگشتم.
مردی قوی‌هیکل و قمه به دست نبود، دختری کشف حجاب کرده بود. سلام کردم، گفت می‌خواهم عمامه‌ات را بندازم! عمامه را درآوردم و به او دادم و گفتم اگر خوشحال می‌شوی، برای تو!
 با تعجب گفت واقعاً می‌برم! گفتم ببر! بعد سرم را پایین انداختم و به مسیرم ادامه دادم. کمی جلوتر با ماشین سراغم آمدند و با احترام عمامه را پس دادند!
این‌یک نمونه از ماجراهای عمامه‌پرانی بود که برای یکی از دوستان در همین چند روز گذشته رخ‌داده است. ماجراهایی که نظایرش قابل‌کشف است که ماجرا با نوعی از شوخی یا نصیحت ختم به خیر شده است! نه هتک حرمت صدق کرده، نه نیازی به دستگیری داشته؛ بلکه یک شیطنت بچه‌گانه به‌نوعی تنبه و تخلیه هیجان تبدیل‌شده است.
البته برخی روحانیون درگیر شیطنتی قوی‌تر بوده‌اند که مجالی برای تنبه نیافته‌اند و ترجیح داده‌اند سرشان را به زیر بیندازند و مسیر را ادامه دهند که در این موارد هتاکی محقق شده و شاید بعد از دستگیری تنبه حاصل شود! یا حتی ترس از دستگیری، مجالی برای اندیشیدن بسازد و بعداً تنبه حاصل شود.
اما برخی روحانیون ازنظر بنیه و موقعیت مجال داشته‌اند که درصحنه مچ فرد مترصد هتاکی را بگیرند! که در این موقعیت باید توجه کرد که:
1.  بله در کنار بچه‌های بازیگوش یا جو زده، برخی آموزش‌دیده‌ها هستند، اما آن‌ها با قمه و اسلحه می‌آیند و قصدشان انداختن سر است نه عمامه! حتی اگر آموزش‌دیده‌ای نهایت قصدش انداختن عمامه باشد، بهتر است رهایش کنید و به مردم درصحنه یا پیگیری‌های بعدی بسپارید تا غرض آموزش‌دهنده‌ها محقق نشود.
2.  عمامه مقدس است! اما نباید فلسفه تقدس اش را از یاد برد و به خود پارچه اصالت داد. عمامه مقدس است چون نماد دینی، رحمه للعالمین است! نماد سلوکی پیامبری است که متعرضان را با برخورد کریمانه ادب می‌کرد. پس حتی باید مراقبت کرد که مردم درصحنه، قاصد هتاکی را به شکل سخت متنبه نسازند!
البته عده بسیاری از روحانیون در هیچ‌کدام از موقعیت‌های فوق نبوده‌اند چون ماجراهای این روزها، بیش از آنکه در واقعیت باشد در رسانه‌ها ساخته می‌شود؛ این طیف شاید در تمنای چنین موقعیتی باشند که یا ثواب بیشتری از مرارت‌های ترویج دین در کارنامه اعمالشان ثبت شود؛ یا آنکه بتوانند غفلت زده‌ای را بیدار کنند و هر آنچه هست، خوش به حال گروهی که راه رفتن او در خیابان‌های شهر نیز خیر دنیا و آخرت را دارد.

برچسب ها :
یادداشت امروز وحید نجفی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی/دختر عمامه‌‌پران